زیبایی شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید.
۱- ورزش کنید :
اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید . حتی ۳۰ دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد.
۲- مدلتان را عوض کنید :
با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .
۳- کمدتان را مرتب کنید :
در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در ۲ سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید.
۴- سری به دکترتان بزنید:
دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از ۱۲ ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست.
۵- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید :
موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید
۶-- به باشگاه ورزشی بروید:
تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟
مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.
۷- صحیح غذا بخورید :
درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف کنید تا به یک تعادل برسید.
۸- یک تغییر بزرگ داشته باشید :
این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.
۹- مهربان باشید :
یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.
۱۰- آب بنوشید:
مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قس دهید…
۱۱- یک هدف در نظر بگیرید :
هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.
۱۲- خوب بخوابید :
به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا صورتتان شفاف شود.
نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد.
شب زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت شده است.
نوشته شده توسط Azadeh در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت
سلام دوست جونام. حالتون خوبه؟ راستش یه نظر باعث شد که من بخوام این پست رو بنویسم.
امیدوارم اون کسی که برام این یاداشت خصوصی رو گذاشته دوباره به بلاگم سر بزنه و این پست رو
بخونه. من نمی دونم کیه ولی خودشو یه دوست قدیمی معرفی کرده.
دوست عزیز اگه این پست رو دیدی حتما برام آدرس بلاگ یا ایمیلی رو مشخص کن تا بتونم باهات تماس
بگیرم. من از حرفایی که زدی اصلا سر در نمیرم. نمیدونم منو با کس دیگه ای اشتباه گرفتی یا ......
اگه خودتو معرفی کنی خیلی ممنون میشم. منتظر جوابتون هستم
نوشته شده توسط Azadeh در شنبه هفتم دی 1387 ساعت 12:58 موضوع | لینک ثابت

فیلتر های خوب دنیا
یه فیلتر برای ذهنمان که به هر چیزی نیندیشیم!
یه فیلتر برای گوشمان که هر سخنی را نشنویم!
یه فیلتر برای چشم مان که هر چیزی را نبینیم!
یه فیلتر برای زبانمان که هر سخنی را بدون تفکر و تامل نگوییم!
یه فیلتر برای دلمان که هر کسی را رخصت ورود به آن را ندهیم!
یه فیلتر برای روحمان که انسانی دگر اندیش باشیم!
اینها به شرطی عمل می کنند که از فیلتر شکن استفاده نکنیم.
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت
همه چیز به تو بستگی دارد.
به راستی که پروردگار مهربان و بخشنده ما عام و مهربان است .
او به ما ذهنی برای اندیشیدن و ساختن و نو آوری و تصمیم گیری و انتخاب عطا کرد ،
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما چشم عطا کرد تا زیبایی های دنیا ، خودمان و اطرافمان را ببینیم. و احساس کنیم ،
اما این به تو بستگی دارد که از این موهبت چه طور استفاده می کنی. خوب یا بد؟
او به ما گوش عطا کرد تا به موسیقی ،آوای طبیعت و به ندای عشق و محبت محبوبمان
،دوستان و همسایه ها و نزدیکانمان گوش فرا دهیم.
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما قلب عطا کرد تا آزاد و رها عشقمان ،
احساسمان و نگرانی هایمان را برای دیگراند ابراز کنیم،
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما دست بخشید تا با آن طرحها و برنامه هایمان را برای آینده زندگی و کارمان بنویسیم .
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما پا بخشید تا با آن پیش برویم و دانه های باروری و یگانگی مان را در این دنیا کشت کنیم .
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما نیرو و توان سرودن آوای ستایش خود را عطا کرد تا روح و جانمان را روشنی بخشیم
و جهان اطرافمان را اندکی شادتر و توام با صلح و صفا سازیم.
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما قدرت لبخند زدن و خندیدن را عطا کرد تا با آن دنیای اطرافمان
را به مکان بهتری برای زندگی تبدیل کنیم
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما دانش و خرد بخشید تا با آن درست و غلط را از هم تمیز دهیم.
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما زمان داد تا فعالیت کنیم
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما خانواده ،پدر ، مادر ،خواهر ، برادر خویشاوند و دوست و همسایه و همکار بخشید
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما منابع متعددی برای برآورده سازی تمامی نیازمندیمان عطا کرد
اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟
او به ما راه های برقراری ارتباط با خود را بخشید
اما این به تو بستگی دارد که چه استفاده ای از آن ببری. خوب یا بد؟
خوب حالا !! خوب یا بد؟؟؟؟؟؟!!!!!!! نظرت چیه؟
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت

دوباره سلام. یه قولی تو چند تا پست قبل داده بودم .
حالا اومدم که به قولم عمل کنم. البته یه کم دیر کردم. معذرت.
تو یکی از پستا در مورد راز و رمز گلها صحبت کردم . و حالا ادامه بحث...
گل سنبل : تو به منزله ی باغ پر گلی هستی که دلدادگان را از تو نتیجه ای نیست.
گل سوری : عزیزم با من مهربان تر از گذشته باش.
گل شب بو : در شب مهتاب رویت را می بوسم.
گل شیپوری : بتو اطمینان می دهم که جنجال حسودان در عشق ما اثری نخواهد گذاشت.
گل شعمدانی : عشق لازمه زندگی است. و بدون عشق نمی توان زندگی کرد و زنده بود.
گل کوکب : چرا بیهوده قلبم را افسرده می سازی.
گل کاملیا : فداکاری در راه عشق خوشبختی می آورد.
گل لاله : تو که دل من را غم زده می خواهی این من و این دل دردزده ی من.
گل لادن : گاهی از من یاد کن.
گل میخک : قلبم را به تو تقدیم می کنم.
گل محمدی : تو را از صمیم قلب می پرستم.
گل مریم : به پاکدامنی تو درود می فرستم.
گل مینا : بی وفا به دلداده ی خود رحم نکردی .
گل میمون : یک بوسه می خواهم نه بیشتر.
گل نرگس : خود را این همه سزاوار عقاب نمی بینم.دلم از نا مهربانی های
تو به ستوه آمده است.
گل نسترن : شهوت را بر عشق رجحان دادی.
گل همیشه بهار : عشق تو برای همیشه در قلب من رخنه کرده است.
گل یخ : از عشق تو نا امیدم.
گل یاس : از من نخواه که جز راستی سخن گویم ، من شیفته ی تو هستم.
غنچه ی گل : برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزیده.
پس از این به بعد حواستون رو بیشتر جمع کنین موقع گل دادن به طرف مقابلتون.
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:38 موضوع | لینک ثابت

پرواز حتی با کوچکترین و ظریفترین بالها هم امکان پذیر است.
بهانه ای نیاور!!
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت

اگر در جستجوی آرامش به اینجارسیده ای
وقت آن است که بدانی...
هیچ جمله ای در هیچ کجای دنیا تو را آرام نخواهد کرد!!!!
آرامش را جز در وجود خودت نخواهی یافت،
دوست من ؛ باور کن.
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت

آدم برفی..
برف از آسمان ، در دست فرشتگان پایین می آید و
درختان کاج بلند سبز را سفید می کند.
آدم برفی ای در حیاط خانه است،
او با چشمانی مهربان تو را از بیرون می نگرد.
شالش را بر گردنش محکم می کند و کلاه خود را
تا بالای چشمانش با دستان چوبی اش پایین می کشد.
گویی سردش است.به بیرون میروی.
روی بینی هویجی اش برف نشسته.
دستان چوبی اش یخ زده. می خواهی بلندش کنی
تا او را به داخل خانه ببری.
نمی توانی! به بدنش دست مزنی،سرد است.
پس چرا به درون خانه نمی آید؟
زیرا راز زندگی آدم برفی بر خلاف خیلی از موجودات دیگر
سرماست.
گرما پایان زندگی اوست. نه مرگی تلخ.
مرگی شیرین،مرگ او با بهار فرا می رسد.
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت

اگر...........
اگر نمی توانی به کسی امید بدهی ، نا امیدش هم نکن.
اگر نفوذ و قدرت کلام نداری ، حداقل شنونده خوبی باش!
اگر شنونده خوبی هستی ،راز نگه دار باش!
اگر کسی در شرایط روحی بدی به سر میبرد،به جای ذکر مصیبت و ناله و فغان،
سعی کن با ایجاد انگیزه و ایده و افکار متفاوت حال و هوای تازه ای به وجود بیاری!
اگر اشتباهی مرتکب شدی ، با شهامت بپذیر و عذر خواهی کن . این کار نه تنها
موجب سر افکندگی نمیشود بلکه سرافرازی و بزرگ منشی در پی دارد.!
اگر عذر خواهی تو در مقابل خطایی پذیرفته نشد بدان زخمی که ایجاد کردی عمیق
بوده است، پس به حساب کینه ای بودن طرفت نگذار و
تمام سعی خود را برای جلب رضایتش بکن!
اگر از کسی اشتباهی سر زد اما معذرت خواهی کرد،سخت نگیر و ببخش.
به این ترتیب خود نیز سبک و آرام می شوی.
اگر خواستی کسی را متهم به کاری بکنی که از آن مطمئن نیستی ،
به شرمندگی ای که در صورت اثبات خلاف آن حاصل میشود فکر کن!
اگر خواستی در حق خودت و دیگران دعایی بکنی
از پروردگار صبر بخواه که خداوند با صابران است.
اگر کارت پیش نمیرود به اندازه توان گره از کار کسی باز کن!
اگر نمی توانی زخمی را مرهم باشی ، نمک هم نپاش!
اگر می خواهی به کسی درسی بدهی ، تنبیه و تهدید بهترین راه نیست.
بعضی وتها چشم پوشی بهترین راه است!
اگر کسی در کنار تو آرامش را حس نکند، به زودی تنها خواهی شد!
اگر خوش سفر نباشی ، کم کم باید تنها در خانه بمانی یا تنها به سفر بری!
اگر بیش از تواضع ، ادعا داشته باشی رفته رفته ادعایت تبدیل به لاف زدن می شود!
اگر در تصمیم گیری ثبات نداشته باشی و هر لحظه تصمیمت عوض شود ،
دیگر کسی روی حرف هایت حساب باز نمی کند!
اگر بیش از ظرفیت مخاطبت به او محبت کنی ، یا او را خراب می کنی یا خودت خراب می شوی!
اگر خواستی کسی را سیر کنی ، ماهی بهش نده. ماهی گیری یادش بده!
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:22 موضوع | لینک ثابت
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه
نامردي
اشكاتو ببينه و بخنده.....
گفتم : اگه بارون نبود چي؟
گفتي : اگه چشماي قشنگت بباره آسمون گريش مي گيره......
گفتم : يه خواهش دارم اگه آسمون چشمام بخواد بباره تنهام نذار.
گفتي : به چشم.......
حالا امروز من دارم گريه ميكنم اما آسمون نمي باره.....
تو هم اون دور دورا ايستادي .
نوشته شده توسط Azadeh در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
If u know
Who u are and
What u want and
Why u want it
And if u have
Confidence in yourself and
A strongwill to obtain your desires and
A very positive attitude
u can make
your life yours.
If u ask.
- Susan polis Schutz
نوشته شده توسط Azadeh در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
دعای روزانه
آه ای خالق متعال ؛ پروردگار جهان هستی
قلبم را با عشق و سپاس ؛ به پاس شادی امروز پر می کنم
امروز؛ دعا می کنم که با برخورداری از
انرژی ربانی ؛ از خواب برخیزم
امروز دعا می کنم که با برخورداری از
حقیقت ربانی از خواب برخیزم
امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده عشق باشم
امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده خنده باشم
امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده نور باشم.
آه ای خالق بی همتا ؛ ای هستی بخش دو جهان
به من کمک کن تا قلبم را هرچه بیشتر
به یمن شادی امروز لبریز از عشق و سپاس کنم
نوشته شده توسط Azadeh در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت
من و تو هر دو غریبیم چرا ما نشویم
گل پژمرده باغیم چرا وا نشویم
من و تو هر دو غریبیم ولی هم کیشیم
من و تو هر دو به یک پنجره می اندیشیم
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
شهادت جان سوز
امیر المومنین
علی (ع)
بر تمامی شیعیان جهان
تسلیت باد.
نوشته شده توسط Azadeh در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1)
«تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2)
اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود
هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3)
به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى
خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان
حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته،
حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید:
« ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود
و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5)
پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و
جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى
و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام
پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛
«اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6)
و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود:
«اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود
و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید:
«انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً،
یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛
در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود
و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى
و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند.
این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند
و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى،
آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است.
هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود.
این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى
و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید.
پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى،
یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است
و در آن قالبگیرى شدهاند. (8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است.
«اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه
هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و
خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.
(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و
حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود
و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را
از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى
میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)
اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است
كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را
شكل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند،
علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد
كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود.
اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد
كه عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و
در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود.

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود.
شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مىگردد و
قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود.
به عبارت روشنتر، شب قدر یكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى كه در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»(14)
پس شب قدر شبى است كه:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مىگردد.
بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مىباشد؛
زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مىفرماید:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است.»
طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است.
و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مىفرماید:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ*
أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.»
این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى] قرآن در یك شب بوده است
كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر
تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.
«تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»،
عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر،
اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مىشود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبى مبارك از شبهاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.
3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:
الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مىگردد.

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است،
شش ویژگى براى شب قدر مىشمارد:
الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).
ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است
( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).
د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار
عالمیان نازل مىشوند
(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ)
و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مىشوند.
ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت
(مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى بر مومنان شب زندهدار است
- تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).
و. شب قدر، شب تقدیر و اندازهگیرى است؛
زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است
و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازهگیرى در آن شب خاص است.
مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مىكند
كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند:
«آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)
پىنوشتها:
1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج 5، ص 246 و 247 .
2- همان، ص 248.
3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج12 ص 150 و 151.
4- همان، ج 19، ص 101.
5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.
6- المحاسن البرقى، ج1، ص 244.
7- بحار الانوار، ج 5، ص 122.
8- المیزان، ج 19، ص 101 - 103
9- انسان و سرنوشت، ص 53
10- همان، ص 55 و 56
11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .
12- الكافى، كلینى، ج 4، ص 157 .
13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252
14- الكافى، ج1، ص 248
15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
نوشته شده توسط Azadeh در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 12:31 موضوع | لینک ثابت
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من ، سکوت مرگبارم را
دکتر علی شریعتی
نوشته شده توسط Azadeh در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت
خدایا : " عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار "
خدایا : " به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف را ارزانی کن."
خدایا ! این کلام مقدس که بر رو سو الهام کردی بر من نیز
بیاموز که : " من مخالف تو و عقیده تو هستم اما حاضرم به خاطر آزادی آن ،جانم را فدا کنم "
خدایا : " رشد عقلی و علمی مرا از فضیلت تعصب، احساس و اشراق محروم نساز "
خدایا : " مرا همواره آگاه و هوشیار دار ،تا پیش از شناخت
درست و کامل کسی، یا فکری، مثبت یا منفی ،قضاوت نکنم."
خدایا : " جهل آمیخته با خود خواهی ،و حسد مرا رایگان
ابزار قتاله ی دشمن، برای حمله به دوست، نساز. "
خدایا : " شهرت منی را که می خواهم باشم، قربانی منی که می خواهند باشم نکن."
دکتر علی شریعتی.
نوشته شده توسط Azadeh در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت
کی تا حالا تو شب مسافرت کرده؟ البته اکثر دانشجو ها تو شب سفر می کنند.
تا حالا تو تاریکی شب به جاده نگاه کردی؟
به نظرت چه جوریه؟ یه جاده ی بی انتها که هیچ وقت تموم نمی شه؟
یه تاریکی مطلق.؟ یه سراب؟
به آسمون نگاه کردی؟ به ستاره هایی که می درخشن؟
به اون فکر کردی؟
همونی که اون بالا حواسش به همه چیز هست.
اونی که موقع راه افتادن بهش توکل کردی.
شاید اون جاده ای که به نظر یه جاده ی تاریک و بی انتهاس
داره تو رو به جایی میبره که آینده ی تو در انتظارته.
نمی دونی چی پیش می یاد!! آیا آینده ی خوبی در انتظارته یا ....
هر چی که باشه تو رو به جایی میبره که تجربه های مختلفی بدست میاری.
شاید الان معنی اون تجربه ها رو نفهمی یا ...
شایدم اتفاقی برات بیفته که خدا رو شکر کنی که الان اون تجربه رو بدست اوردی.
نمی دونم معنی حرفم رو میفهمی یا نه ولی لحظه لحظه های این سفر برات
تجربه می شه همراه با خاطرات تلخ و شیرین.
ممکنه بعضی خاطرات خیلی تلخ باشه اما تو تلخی اونا هم یه لذتی وجود داره.
لذتی که ناشی از اینه که چه خوب شد زودتر متوجه اشتباهاتم شدم.
شاید دوری از خانواده سخت باشه اما بدست اوردن اون تجربه ها
به تحملش می ارزه.
به هر حال این انتخاب خودمون بوده که باید تا آخرش بریم.
پس بهتره که از تمامی این لحظه ها بهترین نتیجه رو بگیریم.
نوشته شده توسط Azadeh در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت

هیچگاه در جایی گیر نمیکنید
و در جا نمیزنید
و محبوس نمیشوید
مگر اینکه خودتان بخواهید.
نوشته شده توسط Azadeh در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت

ای کاش کلمات نبودند نه........
ای کاش میشد با یک نگاه
آری فقط با یک نگاه قاعده را تفهیم کرد
ای کاش کلمات نبودند تا رازها گشوده نشوند.
نازک ها ترک بر ندارند..
دروغی گفته نشود......
ای کاش کلمات نبودند تا من امروز آن جمله دوری اش را نمی شنیدم
تا همه می فهمیدن که کلمات
انتهای فهم دنیا نیستند.
ای کاش کلمات نبودند...
تا تو می خواندی از نگاه بدون تقصیر مقرضانه
صفای این دل........
دیگر نمی توانم
بغض یاری ام نمی دهد دیگر........
نوشته شده توسط Azadeh در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام. به بلاک من خوش اومدین. اگه خواستین با من بیشتر آشنا بشین میتونین به این آدرس مراجعه کنین.
www.mosaferejaddeh.blogfa.com/profile
تصور کنید که هیچ محدودیتی ندارید.
اگر همه تحصیلات و تجربه و منابع لازم را برای انجام
هر کاری داشته باشید در زندگی چه میکنید؟
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY



