تبليغاتX
مسافر همیشگی
عضویت در سایت
- برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .
محل کد خبرنامه
مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ

وضعیت مدیر:

لوگو دوستان

جستجو در وبلاگ

  

آرشیو وبلاگ
» آهای دوست قدیمی.!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام دوست جونام. حالتون خوبه؟ راستش یه نظر باعث شد که من بخوام این پست رو بنویسم.

امیدوارم اون کسی که برام این یاداشت خصوصی رو گذاشته دوباره به بلاگم سر بزنه و این پست رو

بخونه. من نمی دونم کیه ولی خودشو یه دوست قدیمی معرفی کرده.

دوست عزیز اگه این پست رو دیدی حتما برام آدرس بلاگ یا ایمیلی رو مشخص کن تا بتونم باهات تماس

بگیرم. من از حرفایی که زدی اصلا سر در نمیرم. نمیدونم منو با کس دیگه ای اشتباه گرفتی یا ......

اگه خودتو معرفی کنی خیلی ممنون میشم. منتظر جوابتون هستم

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: شنبه هفتم دی 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» فیلتر

فیلتر های خوب دنیا

یه فیلتر برای ذهنمان که به هر چیزی نیندیشیم!

یه فیلتر برای گوشمان که هر سخنی را نشنویم!

یه فیلتر برای چشم مان که هر چیزی را نبینیم!

یه فیلتر برای زبانمان که هر سخنی را بدون تفکر و تامل نگوییم!

یه فیلتر برای دلمان که هر کسی را رخصت ورود به آن را ندهیم!

یه فیلتر برای روحمان که انسانی دگر اندیش باشیم!

اینها به شرطی عمل می کنند که از فیلتر شکن استفاده نکنیم.

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» خوب یا بد

همه چیز به تو بستگی دارد.

به راستی که پروردگار مهربان و بخشنده ما عام و مهربان است .

او به ما ذهنی برای اندیشیدن  و ساختن و نو آوری و تصمیم گیری و انتخاب عطا کرد ،

اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما چشم عطا کرد تا زیبایی های دنیا ، خودمان و اطرافمان را ببینیم. و احساس کنیم ،

 اما این به تو بستگی دارد که از این موهبت چه طور استفاده می کنی. خوب یا بد؟

او به ما گوش عطا کرد تا به موسیقی ،‌آوای طبیعت و به ندای عشق و محبت محبوبمان

،‌دوستان و همسایه ها و نزدیکانمان گوش فرا دهیم.

اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما قلب عطا کرد تا آزاد و رها عشقمان ،

‌احساسمان و نگرانی هایمان را برای دیگراند ابراز کنیم،

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما دست بخشید تا با آن طرحها و برنامه هایمان را برای آینده زندگی و کارمان بنویسیم .

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما پا بخشید تا با آن پیش برویم و دانه های باروری و یگانگی مان را در این دنیا کشت کنیم .

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما نیرو و توان سرودن آوای ستایش خود را عطا کرد تا روح و جانمان را روشنی بخشیم

 و جهان اطرافمان را اندکی شادتر و توام با صلح و صفا سازیم.

اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما قدرت لبخند زدن و خندیدن را عطا کرد تا با آن دنیای اطرافمان

 را به مکان بهتری برای زندگی تبدیل کنیم

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما دانش و خرد بخشید تا با آن درست و غلط را از هم تمیز دهیم.

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما زمان داد تا فعالیت کنیم

اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما خانواده ،پدر ، مادر ،خواهر ، برادر  خویشاوند و دوست و همسایه و همکار بخشید

اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما منابع متعددی برای برآورده سازی تمامی نیازمندیمان عطا کرد

 اما این به تو بستگی داردکه از این موهبت چه طور استفاده کنی؟

او به ما راه های برقراری ارتباط با خود را بخشید

 اما این به تو بستگی دارد که چه استفاده ای از آن ببری. خوب یا بد؟

خوب حالا !! خوب یا بد؟؟؟؟؟؟!!!!!!! نظرت چیه؟

 

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» گل

دوباره سلام. یه قولی تو چند تا پست قبل داده بودم .

 

 حالا اومدم که به قولم عمل کنم. البته یه کم دیر کردم. معذرت.

 

تو یکی از پستا در مورد راز و رمز گلها صحبت کردم . و حالا ادامه بحث...

 

گل سنبل : تو به منزله ی باغ پر گلی هستی که دلدادگان را از تو نتیجه ای نیست.

 

گل سوری : عزیزم با من مهربان تر از گذشته باش.

 

گل شب بو : در شب مهتاب رویت را می بوسم.

 

گل شیپوری : بتو اطمینان می دهم که جنجال حسودان در عشق ما اثری نخواهد گذاشت.

 

گل شعمدانی : عشق لازمه زندگی است. و بدون عشق نمی توان زندگی کرد و زنده بود.

 

گل کوکب : چرا بیهوده قلبم را افسرده می سازی.

 

گل کاملیا : فداکاری در راه عشق خوشبختی می آورد.

 

گل لاله : تو که دل من را غم زده می خواهی این من و این دل دردزده ی من.

 

گل لادن : گاهی از من یاد کن.

 

گل میخک : قلبم را به تو تقدیم می کنم.

 

 گل محمدی : تو را از صمیم قلب می پرستم.

 

گل مریم : به پاکدامنی تو درود می فرستم.

 

گل مینا : بی وفا به دلداده ی خود رحم نکردی .

 

گل میمون : یک بوسه می خواهم نه بیشتر.

 

گل نرگس : خود را این همه سزاوار عقاب نمی بینم.دلم از نا مهربانی های

 

 تو به ستوه آمده است.

 

گل نسترن : شهوت را بر عشق رجحان دادی.

 

گل همیشه بهار : عشق تو برای همیشه در قلب من رخنه کرده است.

 

گل یخ : از عشق تو نا امیدم.

 

گل یاس : از من نخواه که جز راستی سخن گویم ، من شیفته ی تو هستم.

 

غنچه ی گل : برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزیده.

 

پس از این به بعد حواستون رو بیشتر جمع کنین موقع گل دادن به طرف مقابلتون.

 

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» پرواز

پرواز حتی با کوچکترین و ظریفترین بالها هم امکان پذیر است.

 بهانه ای نیاور!!

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» باور کن!

اگر در جستجوی آرامش به اینجارسیده ای

 

وقت آن است که بدانی...

 

هیچ جمله ای در هیچ کجای دنیا تو را آرام نخواهد کرد!!!!

 

آرامش را جز در وجود خودت نخواهی یافت،

 

دوست من ؛ باور کن.

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» آدم برفی

آدم برفی..

 

برف از آسمان ، در دست فرشتگان پایین می آید و

 

درختان کاج بلند سبز را سفید می کند.

 

آدم برفی ای در حیاط خانه است،

 

او با چشمانی مهربان تو را از بیرون می نگرد.

 

شالش را بر گردنش محکم می کند و کلاه خود را

 

 تا بالای چشمانش با دستان چوبی اش پایین می کشد.

 

گویی سردش است.به بیرون میروی.

 

 روی بینی هویجی اش برف نشسته.

 

دستان چوبی اش یخ زده. می خواهی بلندش کنی

 

تا او را به داخل خانه ببری.

 

نمی توانی! به بدنش دست مزنی،‌سرد است.

 

پس چرا به درون خانه نمی آید؟

 

زیرا راز زندگی آدم برفی بر خلاف خیلی از موجودات دیگر

 

سرماست.

 

گرما پایان زندگی اوست. نه مرگی تلخ.

 

 مرگی شیرین،مرگ او با بهار فرا می رسد.

 

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» اگر....

اگر...........

 

اگر نمی توانی به کسی امید بدهی ، نا امیدش هم نکن.

 

اگر نفوذ و قدرت کلام نداری ، حداقل شنونده خوبی باش!

 

اگر شنونده خوبی هستی ،‌راز نگه دار باش!

 

اگر کسی در شرایط روحی بدی به سر میبرد،‌به جای ذکر مصیبت و ناله و فغان،

 

 سعی کن با ایجاد انگیزه و ایده و افکار متفاوت حال و هوای تازه ای به وجود بیاری!

 

اگر اشتباهی مرتکب شدی ، با شهامت بپذیر و عذر خواهی کن . این کار نه تنها

 

 موجب سر افکندگی نمیشود بلکه سرافرازی و بزرگ منشی در پی دارد.!

 

اگر عذر خواهی تو در مقابل خطایی پذیرفته نشد بدان زخمی که ایجاد کردی عمیق

 

 بوده است، پس به حساب کینه ای بودن طرفت نگذار و

 

 تمام سعی خود را برای جلب رضایتش بکن!

 

اگر از کسی اشتباهی سر زد اما معذرت خواهی کرد،‌سخت نگیر و ببخش.

 

به این ترتیب خود نیز سبک و آرام می شوی.

 

اگر خواستی کسی را متهم به کاری بکنی که از آن مطمئن نیستی ،

 

به شرمندگی ای که در صورت اثبات خلاف آن حاصل میشود فکر کن!

 

اگر خواستی در حق خودت و دیگران دعایی بکنی

 

 از پروردگار صبر بخواه که خداوند با صابران است.

 

اگر کارت پیش نمیرود به اندازه توان گره از کار کسی باز کن!

 

اگر نمی توانی زخمی را مرهم باشی ، نمک هم نپاش!

 

اگر می خواهی به کسی درسی بدهی ، تنبیه و تهدید بهترین راه نیست.

 

 بعضی وتها چشم پوشی بهترین راه است!

 

اگر کسی در کنار تو آرامش را حس نکند، به زودی تنها خواهی شد!

 

اگر خوش سفر نباشی ، کم کم باید تنها در خانه بمانی یا تنها به سفر بری!

 

اگر بیش از تواضع ، ادعا داشته باشی رفته رفته ادعایت تبدیل به لاف زدن می شود!

 

اگر در تصمیم گیری ثبات نداشته باشی و هر لحظه تصمیمت عوض شود ،

 

 دیگر کسی روی حرف هایت حساب باز نمی کند!

 

اگر بیش از ظرفیت مخاطبت به او محبت کنی ، یا او را خراب می کنی یا خودت خراب می شوی!

 

اگر خواستی کسی را سیر کنی ، ماهی بهش نده. ماهی گیری یادش بده!

 

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» یادته

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه

نامردي

اشكاتو ببينه و بخنده.....

گفتم : اگه بارون نبود چي؟

گفتي : اگه چشماي قشنگت بباره آسمون گريش مي گيره......

گفتم : يه خواهش دارم اگه آسمون چشمام بخواد بباره تنهام نذار.

گفتي : به چشم.......

حالا امروز من دارم گريه ميكنم اما آسمون نمي باره.....

 تو هم اون دور دورا ايستادي .

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: شنبه ششم مهر 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» if u...

If u know

Who u are and

What u want and

Why u want it

And if u have

Confidence in  yourself and

A strongwill to obtain your desires and

A very positive attitude

u can make

your life yours.

If u ask.

-          Susan polis Schutz

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: شنبه ششم مهر 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» دعای روزانه

دعای روزانه

آه ای خالق متعال ؛ پروردگار جهان هستی

قلبم را با عشق و سپاس ؛ به پاس شادی امروز پر می کنم

امروز‌؛ دعا می کنم که با برخورداری از

انرژی ربانی ؛ از خواب برخیزم

امروز دعا می کنم که با برخورداری از

حقیقت ربانی از خواب برخیزم

امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده عشق باشم

امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده خنده باشم

امروز دعا می کنم که دهنده و گیرنده نور باشم.

آه ای خالق بی همتا ؛ ای هستی بخش دو جهان

به من کمک کن تا قلبم را هرچه بیشتر

به یمن شادی امروز لبریز از عشق و سپاس کنم

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: شنبه ششم مهر 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» غریبی

من و تو هر دو غریبیم چرا ما نشویم

گل پژمرده باغیم چرا وا نشویم

من و تو هر دو غریبیم ولی هم کیشیم

من و تو هر دو به یک پنجره می اندیشیم

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه سوم مهر 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» علی (ع)

شهادت جان سوز

 

 

 امیر المومنین 

 

 

علی (ع)

 

 

بر تمامی شیعیان جهان

 

 

تسلیت باد.

 

 

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: دوشنبه یکم مهر 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1)

«تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2)

 اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود

 هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3)

به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى

 خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان

حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته،

حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید:

 « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود

و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5)

 پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و

جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى

 و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام

پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛

 «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6)

و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود:

«اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود

 و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید:

 «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً،

 یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛

در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود

 و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى

 و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند.

این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند

 و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى،

آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است.

هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود.

 این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى

 و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید.

پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى،

 یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است

 و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است.

«اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه

 هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و

خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و

حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود

 و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را

 از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى

میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است

 كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را

 شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند،

 علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد

 كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود.

اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد

 كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و

در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

شب قدر

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود.

 شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و

 قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛

زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید:

 «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.»

طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است.

و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید:

«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ*

 أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.»

این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است

كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر

 تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.

«تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»،

عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر،

 اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

شب قدر

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است،

 شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است

 ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار

عالمیان نازل مى‏شوند

 (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ)

و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت

 (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است

 - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛

 زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است

 و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند

كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند:

 «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: شنبه سی ام شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» سوتک
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد،

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

 و او یکریز و پی در پی

دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد

 و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من ، سکوت مرگبارم را

                                            دکتر علی شریعتی

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: جمعه بیست و دوم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» نیایش
خدایا : " عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار "

خدایا : " به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف را ارزانی کن."

خدایا ! این کلام مقدس که بر رو سو الهام کردی بر من نیز

 بیاموز که : " من مخالف تو و عقیده تو هستم اما حاضرم به خاطر آزادی آن ،جانم را فدا کنم "

خدایا : " رشد عقلی و علمی مرا از فضیلت تعصب، احساس و اشراق محروم نساز "

خدایا : " مرا همواره آگاه و هوشیار دار ،تا پیش از شناخت

 درست و کامل کسی، یا فکری، مثبت یا منفی ،قضاوت نکنم."

خدایا : " جهل  آمیخته با خود خواهی ،و حسد مرا رایگان

ابزار قتاله ی دشمن، برای حمله به دوست، نساز. "

خدایا : " شهرت منی را که می خواهم باشم، قربانی منی که می خواهند باشم نکن."

                                             دکتر علی شریعتی.

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: جمعه بیست و دوم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» شب
کی تا حالا تو شب مسافرت کرده؟ البته اکثر دانشجو ها تو شب سفر می کنند.

تا حالا تو تاریکی شب به جاده نگاه کردی؟

به نظرت چه جوریه؟  یه جاده ی  بی انتها که هیچ وقت تموم نمی شه؟

یه تاریکی مطلق.؟ یه سراب؟

به آسمون نگاه کردی؟ به ستاره هایی که می درخشن؟

به اون فکر کردی؟

همونی که اون بالا حواسش به همه چیز هست.

اونی که موقع راه افتادن بهش توکل کردی.

شاید اون جاده ای که به نظر یه جاده ی تاریک و بی انتهاس

داره تو رو به جایی میبره که آینده ی تو در انتظارته.

نمی دونی چی پیش می یاد!! آیا آینده ی خوبی در انتظارته یا ....

هر چی که باشه تو رو به جایی میبره که تجربه های مختلفی بدست میاری.

شاید الان معنی اون تجربه ها رو نفهمی یا  ...

شایدم اتفاقی برات بیفته که خدا رو شکر کنی که الان اون تجربه رو بدست اوردی.

نمی دونم معنی حرفم رو میفهمی یا نه ولی لحظه لحظه های این سفر برات

تجربه می شه همراه با خاطرات تلخ و شیرین.

ممکنه بعضی خاطرات خیلی تلخ باشه اما تو تلخی اونا هم یه لذتی وجود داره.

لذتی که ناشی از اینه که چه خوب شد زودتر متوجه اشتباهاتم شدم.

شاید دوری از خانواده سخت باشه اما بدست اوردن اون تجربه ها

به تحملش می ارزه.

به هر حال این انتخاب خودمون بوده که باید تا آخرش بریم.

پس بهتره که از تمامی این لحظه ها بهترین نتیجه رو بگیریم.     

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: چهارشنبه بیستم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» اراده
      

هیچگاه در جایی گیر نمیکنید

و در جا نمیزنید

و محبوس نمیشوید

مگر اینکه خودتان بخواهید.

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» ای کاش

ای کاش کلمات نبودند نه........

ای کاش میشد با یک نگاه

آری فقط با یک نگاه قاعده را تفهیم کرد

ای کاش کلمات نبودند تا رازها گشوده نشوند.

نازک ها ترک بر ندارند..

دروغی گفته نشود......

ای کاش کلمات نبودند تا من امروز آن جمله دوری اش را نمی شنیدم

 تا همه می فهمیدن که کلمات

انتهای فهم دنیا نیستند.

ای کاش کلمات نبودند...

تا تو می خواندی از نگاه بدون تقصیر مقرضانه

صفای این دل........

دیگر نمی توانم

بغض یاری ام نمی دهد دیگر........

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: دوشنبه هجدهم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت    
» راز و رمز گلها

توجه                                             توجه

             خانمها وآقایان محترم

از این پس مراقب دادن گل به طرف مقابل خود باشید.

منظورم اینه که اگه می خواین گل به کسی بدین

بهتره که بدونید اون گل چه معنی ای داره.

گل اشرفی : این هدیه را از من بپذیر.

اقاقیا سفید : عشق پاک . نتیجه ازدواج و خوشبختی.

اطلسی : نمی دانم مرا دوست داری یا نه؟

بنفشه : همیشه به یاد من باش.

بید مشک : اگر می سوزم و خاکستر می شوم  کناه از بخت نا مساعد

من است تو را می بخشم.

پژمرده : افسوس که بهای عشقت را نا چیز پنداشتم.

تاج خروس : از دوریت سرگردان شده ام.

چای : بختم بیدار و طالعم میمون است.

حنا : بیشتر از این دگر فریب تو را نمی خورم.

داوودی : از صدای دلپذیر تو لذت می برم.

رازقی : شفا و بهبودی تو را آرزو دارم.

رازیانه : هر چند در کنارم نیستی  ولی نگاهت

در تنهایی مونس من است.

زرد : از تو بیزارم.

سرخ : عشق آتشین مرا بپذیر.

سفید : می سوزم و می سازم.

خوب فعلا تا اینجا رو داشته باشین تا پست بعدی...

  نويسنده: Azadeh  تاریخ: یکشنبه هفدهم شهریور 1387  موضوع:    لینک ثابت